نامه به مدیر وبلاگ ذخیره کردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
::آرشيو مطالب ::
86/10/01 - 86/10/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
آرشيو
:: دوستان ::
سلام بر تو ...
|
سلام! سلام بر تو ای آشنای غریب و سلام بر تو ای حاضر غایب! سلام بر تو ای ظلم ستیز مظلوم و سلام ای آشکار نهان! سلام ای منتظر به انتظار نشسته و ای از گناهان یار خسته! از غربتت چه بگویم که بی معرفتی خودم سبب غریبی توست، و از غیبتت چگونه بنالم که بی لیاقتی خودم باعث آن . از مظلومیت تو چگونه حکایت کنم، حال آنکه خود با تنها گذاشتنت به تو ظلم روا داشته ام. از جراحت قلبت چه سان مرثیه سرایم حالی که تیر گناهان من قلب تو را نشانه رفته است. و از انتظارت چطور بنالم وقتی که تو در انتظار اصلاح من هستی . اما با این همه شرمساری، باز می خوانمت که محبوب دیگری سراغ ندارم. بدان اگر چه از تو غافل می شوم، گرچه تو را گاه فراموش می کنم و گرچه گاه با گناهم قلب تو را به درد می آورم، ... به خودت ، به کلام شیرینت . به چهره ی دلربایت که تو را دوست می دارم. مولا جان ! تو آقا و سرور من هستی و من بنده ی کوچک تو ، بیا و بنده نوازی فرما .
|
نوشته توسط: دلارام ساعت: تاریخ ارسال :سه شنبه ششم شهریور 1386
* |