نامه به مدیر وبلاگ ذخیره کردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
::آرشيو مطالب ::
86/10/01 - 86/10/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
آرشيو
:: دوستان ::
آن کس که می گفت...
|
آن کس که می گفت دوستت دارم،عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد،رهگذری بود که روی برگ های خشک پاییزی راه می رفت.صدای خش خش برگ ها همان آوازی بود که من گمان می کردم می گوید:دوستت دارم * * * سر کلاس ریاضی بودیم که استاد اومد و دو خط موازی کشید.خط پایینی نگاهی به خط بالایی کرد و عاشقش شد،خط بالایی هم نگاهی به خط پایینی کرد و تو دلش عاشقش شد،در همین لحظه بود که استاد داد زد:دو خط موازی هیچوقت به هم نمی رسند.
|
نوشته توسط: دلارام ساعت: تاریخ ارسال :جمعه پانزدهم تیر 1386
* |