نامه به مدیر وبلاگ ذخیره کردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
::آرشيو مطالب ::
86/10/01 - 86/10/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
آرشيو
:: دوستان ::
چشم ؟...
|
![]() چشم یک روز گفت: "من در آن سوی دره ها کوهی را می بینم که از مه پوشیده شده است. این زیبا نیست؟ " گوش لحظه ای خوب گوش داد. سپس گفت: "پس کوه کجاست؟ من که کوهی نمی شنوم." آنگاه دست در آمد و گفت: "من بیهوده می کوشم آن کوه را لمس کنم. من کوهی نمی یابم. "بینی گفت: "کوهی در کار نیست. من او را نمی بویم. " آنگاه چشم به سوی دیگر چرخید و همه درباره وهم شگفت چشم گرم گفتگو شدند و گفتند: "این چشم یک جای کارش خراب است."
|
نوشته توسط: دلارام ساعت: تاریخ ارسال :پنجشنبه یازدهم آبان 1385
* |