نامه به مدیر وبلاگ ذخیره کردن صفحه
اضافه به علاقه منديها
::آرشيو مطالب ::
86/10/01 - 86/10/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
آرشيو
:: دوستان ::
تو از شعر گل یاس...
|
تو از شعر گل یاس،از ابتدای احساس من از شعر ندامت،از ابتدای غربت نگاهم کن تا زاحساس دلت سر شار گردم صدایم کن تا زخواب بی کسی بیدار گردم ای که برای قلبم زیباترین زلیلی تو آسمون عشقم ستاره ی سهیلی توی کلبه،توی بیشه،رو بخار گرم شیشه می نویسم با تو هستم از گذشته تا همیشه
|
نوشته توسط: دلارام ساعت: تاریخ ارسال :شنبه سی ام تیر 1386
* |
زندگی دفتری از خاطره ها...
|
زندگی دفتری از خاطره هاست یک نفر در شب کم یک نفر در دل خاک یک نفر همدم خوشبختی هاست یک نفر همسفر سختی هاست چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد ما همه همسفریم
|
نوشته توسط: دلارام ساعت: تاریخ ارسال :دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386
* |
تو کاملی..
|
تو را سپید و هرچه جز تو را سیاه می کشم. به چشم تو که می رسم سه بار آه می کشم. گلی؟ ستاره ای؟ پرنده ای ؟ فرشته ای؟ چه ای؟ تو کاملی تو را شبیه ماه می کشم.
|
نوشته توسط: دلارام ساعت: تاریخ ارسال :جمعه بیست و دوم تیر 1386
* |
|
سلام دوستان می خواستم یک سوال ازتون بپرسم :می خواستم بدونم قالب وبلاگم کامل میاد یا نه ؟ منظورم اون قسمت بالاش که عکس دو فرشته است. پاسختون رو تو قسمت نظرات به من بدید. ممنون
|
نوشته توسط: دلارام ساعت: تاریخ ارسال :سه شنبه نوزدهم تیر 1386
* |
گفتم...
|
گفتم:خرابت می شوم... گفتا: تو آبادی مگر؟ گفتم:ندادی دل به من ... گفتا: تو جان دادی مگر؟ گفتم:زکویت می روم... گفتا: تو آزادی مگر؟ گفتم:فراموشم نکن... گفتا: تو در یادی مگر؟
|
نوشته توسط: دلارام ساعت: تاریخ ارسال :دوشنبه هجدهم تیر 1386
* |
آن کس که می گفت...
|
آن کس که می گفت دوستت دارم،عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد،رهگذری بود که روی برگ های خشک پاییزی راه می رفت.صدای خش خش برگ ها همان آوازی بود که من گمان می کردم می گوید:دوستت دارم * * * سر کلاس ریاضی بودیم که استاد اومد و دو خط موازی کشید.خط پایینی نگاهی به خط بالایی کرد و عاشقش شد،خط بالایی هم نگاهی به خط پایینی کرد و تو دلش عاشقش شد،در همین لحظه بود که استاد داد زد:دو خط موازی هیچوقت به هم نمی رسند.
|
نوشته توسط: دلارام ساعت: تاریخ ارسال :جمعه پانزدهم تیر 1386
* |
گل های صحرایی
|
بیا تا ما بهم همراه باشیم چو کفتر در دهان چاه باشیم اگر کفتر ننالد ما بنالیم ز درد همدگر آگاه باشیم *** بیا تا گندم یکدانه باشیم بیا تا آب یک رودخانه باشیم همینکه شب شود دستها بگردن همینکه روز شود بیگانه باشیم *** بیا تا دوستی از سر بگیریم برادروار دور هم بشینیم زمانه بی وفا و عمر کوتاه مبادا دور از یکدیگر بمیریم *** خوشا امشب که مهمون شماییم کبوتر بر لب بام شماییم ترش رویی مکن بر حرف مهمان خدا داند که فردا شب کجاییم
|
نوشته توسط: دلارام ساعت: تاریخ ارسال :چهارشنبه ششم تیر 1386
* |
عشق...
|
عشق با روح شقایق زیباست عشق با حسرت عاشق زیباست عشق با نبض دقایق زیباست عشق با زهر حقایق زیباست عشق با در حسرت دیدار تو بودن زیباست.
|
نوشته توسط: دلارام ساعت: تاریخ ارسال :یکشنبه سوم تیر 1386
* |